bedizened

[ایالات متحده]/bɪˈdɪzənd/
[بریتانیا]/biˈdiznid/

ترجمه

v. به طرز نمایشی، اغلب بدون سلیقه، زینت دادن یا لباس پوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

bedizened in jewels

آراسته به جواهرات

جملات نمونه

the actress appeared bedizened in a stunning gown at the gala.

بازیگر با لباس خیره‌کننده و چشم‌نواز در گالا ظاهر شد.

the festival was bedizened with colorful decorations and lights.

جشنواره با تزئینات و چراغ‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

her room was bedizened with photographs and art pieces.

اتاق او با عکس‌ها و آثار هنری تزئین شده بود.

the bride looked bedizened with jewels on her wedding day.

عروس در روز عروسی با جواهرات تزئین شده بود.

the garden was bedizened with blooming flowers in spring.

باغ در بهار با گل‌های شکوفه تزئین شده بود.

the streets were bedizened for the annual parade with banners.

خیابان‌ها برای رژه سالانه با بنرها تزئین شده بودند.

her outfit was bedizened with intricate embroidery and beads.

لباس او با گلدوزی پیچیده و مهره‌ها تزئین شده بود.

the hotel lobby was bedizened with luxurious furnishings.

لابی هتل با مبلمان لوکس تزئین شده بود.

the celebration was bedizened with music and dance.

جشن با موسیقی و رقص تزئین شده بود.

her hair was bedizened with flowers for the festival.

موهای او برای جشنواره با گل تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید