bedpan

[ایالات متحده]/'bedpæn/
[بریتانیا]/'bɛdpæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای ادرار کردن یا مدفوع کردن توسط شخصی که در بستر است استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

use bedpan

استفاده از لگن بستر

clean bedpan

تمیز کردن لگن بستر

empty bedpan

خالی کردن لگن بستر

hospital bedpan

لگن بستر بیمارستانی

جملات نمونه

To obey the prescription of absolute bedrest and the use of a bedpan in the bed was difficult to adjust to.

رعایت دستور استفاده از استراحت مطلق و استفاده از لگن در کنار تخت، دشوار بود.

The nurse brought a bedpan for the patient.

پرستار یک لگن برای بیمار آورد.

He was too weak to get out of bed, so he used a bedpan.

او خیلی ضعیف بود که از رختخواب بیرون بیاید، بنابراین از لگن استفاده کرد.

The hospital provides disposable bedpans for convenience.

بیمارستان به دلیل راحتی، لگن های یکبار مصرف ارائه می دهد.

She accidentally dropped the bedpan and it broke.

او به طور تصادفی لگن را انداخت و شکست.

The nurse cleaned the bedpan thoroughly after each use.

پرستار لگن را بعد از هر بار استفاده به طور کامل تمیز کرد.

He felt embarrassed having to use a bedpan in the hospital.

او از اینکه مجبور شد در بیمارستان از لگن استفاده کند، خجالت کشید.

The patient's family brought a personalized bedpan from home.

خانواده بیمار یک لگن شخصی از خانه آورد.

The doctor recommended using a bedpan for bedridden patients.

پزشک استفاده از لگن برای بیماران بستری در رختخواب را توصیه کرد.

The hospital staff disposed of the used bedpan properly.

پرسنل بیمارستان لگن استفاده شده را به درستی دور انداختند.

She forgot to empty the bedpan before the next use.

او فراموش کرد لگن را قبل از استفاده بعدی خالی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید