bedsocks

[ایالات متحده]/ˈbɛdˌsɒk/
[بریتانیا]/BED sohk/

ترجمه

n. جوراب‌های گرم که در رختخواب برای گرما و راحتی پوشیده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

bedsock nightmare

شباهت جوراب و کابوس

bedsocks and slippers

جوراب و دمپای

pair of bedsocks

جفت جوراب

جملات نمونه

he lost his favorite bedsock in the laundry.

او جوراب پاشنه مورد علاقه‌اش را در لباسشویی گم کرد.

she wore a bedsock on her foot to keep warm.

او یک جوراب پاشنه به پای خود پوشید تا گرم بماند.

the bedsock slipped off while i was sleeping.

در حالی که من می‌خوابیدم، جوراب پاشنه از پایم سر خورد.

my dog likes to steal my bedsock.

سگ من دوست دارد جوراب پاشنه من را بدزدد.

he found a bedsock under the bed.

او یک جوراب پاشنه زیر تخت پیدا کرد.

i need to buy a new bedsock for winter.

من باید یک جوراب پاشنه جدید برای زمستان بخرم.

she knitted a colorful bedsock for her friend.

او یک جوراب پاشنه رنگارنگ برای دوستش بافت.

he always wears mismatched bedsocks at home.

او همیشه جوراب‌های پاشنه نامتناسب به تن می‌کند.

the bedsock is hidden in the corner of the room.

جوراب پاشنه در گوشه اتاق پنهان شده است.

after the wash, the bedsock came out all fuzzy.

بعد از شستشو، جوراب پاشنه کاملاً پرزدار بیرون آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید