beefsteaks

[ایالات متحده]/biːf'steɪk/
[بریتانیا]/'bifstek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش گوشت گاو که با کباب کردن یا سرخ کردن پخته شده و معمولاً به عنوان وعده غذایی سرو می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

grilled beefsteak

استیک گوشت گاو کبابی

جملات نمونه

I ordered a juicy beefsteak for dinner.

من یک استیک گوشت آبدار برای شام سفارش دادم.

Grilled beefsteak is a popular choice at the restaurant.

استیک گریل شده یک انتخاب محبوب در رستوران است.

I like my beefsteak cooked medium rare.

من دوست دارم استیک گوشت من به صورت مدیوم رر ​​پخته شود.

She seasoned the beefsteak with salt and pepper before cooking.

او قبل از پختن، استیک گوشت را با نمک و فلفل مزه‌دار کرد.

The beefsteak was served with a side of mashed potatoes and vegetables.

استیک گوشت با یک سهم سیب زمینی پوره و سبزیجات سرو شد.

He grilled the beefsteak to perfection.

او استیک گوشت را به کمال گریل کرد.

The aroma of sizzling beefsteak filled the kitchen.

عطر استیک گوشت در حال جوشیدن آشپزخانه را پر کرد.

I prefer sirloin beefsteak over ribeye.

من ترجیح می دهم استیک گوشت سرلویین را نسبت به ریب آی.

The chef recommended pairing the beefsteak with a glass of red wine.

سرآشپز توصیه کرد که استیک گوشت را با یک لیوان شراب قرمز همراه کنید.

She ordered a well-done beefsteak despite the chef's recommendation for medium rare.

او با وجود توصیه سرآشپز برای مدیوم رر، یک استیک گوشت کاملاً پخته سفارش داد.

نمونه‌های واقعی

$4.99. Rosemary balsamic beefsteak tips; I haven't had that, but it sounds pretty tasty.

4.99 دلار. گوشت گاو با طعم رزماری و سرکه بالزامیک؛ من آن را نداشته ام، اما به نظر می رسد بسیار خوشمزه است.

منبع: Accompany you to sleep.

One day I put some beefsteak, beet and begonia into my jeep then drove to visit him.

یک روز گوشت گاو، چغندر و بگونیا را در جیپم گذاشتم و سپس برای ملاقات او رانندگی کردم.

منبع: Pan Pan

At a table he sat and consumed beefsteak, flapjacks, doughnuts and pie.

او پشت میزی نشست و گوشت گاو، پنکیک، دونات و پای خورد.

منبع: Selected Works of O. Henry

I eat beefsteak that a few days ago was pulling a cart through the streets of Paris, he wrote to his mother.

من گوشت گاو می خورم که چند روز پیش در حال کشیدن واگن در خیابان های پاریس بود، او به مادرش نوشت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Therefore he rang the bell, and tossing himself negligently on a sofa, ordered 'Some dinner at six—with a beefsteak in it, ' and got through the intervening time as well as he could.

بنابراین او زنگ را به صدا درآورد و با بی احتیاطی روی یک مبل افتاد و سفارش داد: 'شام ساعت شش - با گوشت گاو در آن،' و تا زمانی که می توانست از وقت بین آنها عبور کرد.

منبع: Difficult Times (Part 2)

There, after a glass of brandy and water, and a mutton-chop, a beefsteak, a broiled fowl, or some such hasty little dinner and supper all in one, he had better spend the evening by the fireside.

آنجا، بعد از یک لیوان برندی و آب، و یک تکه گوشت بره، گوشت گاو، مرغ کبابی، یا شام و شام کوچک و عجولانه ای، بهتر بود که شب را کنار شومینه بگذراند.

منبع: Seven-angled Tower (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید