marinated

[ایالات متحده]/[ˈmærɪneɪt]/
[بریتانیا]/[ˈmærɪneɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس شده در یک ماریناد.
v. غذا را در یک ماریناد خیس کردن؛ غذا را با خیس کردن در یک سوسه طعم دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

marinated chicken

گوشت مرغ مخلوط شده

marinated tofu

توfu مخلوط شده

marinated shrimp

ماهیگیر مخلوط شده

marinated vegetables

سالاد مخلوط شده

already marinated

قبلا مخلوط شده

lightly marinated

مخلوط شده با مقدار کم

home marinated

مخلوط شده در خانه

marinated fish

ماهی مخلوط شده

being marinated

در حال مخلوط شدن

جملات نمونه

the chicken was marinated in lemon juice and herbs.

گوشت مرغ در آب لیمو و عصاره گیاهان ترکیب شده بود.

we marinated the tofu in soy sauce and ginger.

ما گوشت گویچه را در سس سویا و زنجبیل ترکیب کردیم.

the pork belly was beautifully marinated with gochujang.

پوست گوشت خوک زیبایی در گوچوچانگ ترکیب شده بود.

marinated mushrooms are a delicious addition to pasta.

کلم‌های ترکیب شده یک اضافه لذیذ به پاستا هستند.

she marinated the fish in a mixture of olive oil and garlic.

او ماهی را در ترکیبی از روغن زیتون و سیر ترکیب کرد.

overnight marinated steak is incredibly tender and flavorful.

گوشت گوسفیدی که طی یک شب ترکیب شده است، بسیار نرم و طعم‌دار است.

the shrimp were marinated in a spicy chili sauce.

ماهی‌های گوشتی در یک سس فلفل چیلی تیز ترکیب شدند.

marinated tempeh makes a great vegan bacon substitute.

تامپه ترکیب شده یک جایگزین عالی برای بیکن وگن است.

he marinated the vegetables in a tangy vinaigrette.

او سبزیجات را در یک سس وینیجر تیز ترکیب کرد.

marinated eggplant is a staple in many middle eastern cuisines.

آبی‌پیچ ترکیب شده در بسیاری از آشپزی‌های خاورمیانه یک اصلی است.

the lamb was marinated for several hours before grilling.

گوسفید قبل از سرخ کردن برای چند ساعت ترکیب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید