beeps

[ایالات متحده]/biːps/
[بریتانیا]/beeps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای یک ماشین، مانند یک نویز کوتاه و با فرکانس بالا
v. ایجاد یک سری از صداهای کوتاه و با فرکانس بالا

عبارات و ترکیب‌ها

beeps of warning

آلارم‌های هشدار

جملات نمونه

the alarm beeps loudly in the morning.

آلارم صبح‌ها با صدای بلند بوق می‌زند.

my phone beeps whenever i receive a message.

تلفن من هر زمان که پیام دریافت می‌کنم، بوق می‌زند.

the microwave beeps when the food is ready.

وقتی غذا آماده است، مایکروویو بوق می‌زند.

she heard the car beeps as it reversed.

وقتی ماشین عقب می‌رفت، صدای بوق ماشین را شنید.

the computer beeps to indicate an error.

کامپیوتر برای نشان دادن خطا بوق می‌زند.

the timer beeps when the time is up.

وقتی زمان تمام می‌شود، تایمر بوق می‌زند.

he loves the sound of the beeps from his gaming console.

او صدای بوق کنسول بازی خود را دوست دارد.

the doorbell beeps when someone arrives.

وقتی کسی می‌رسد، صدای زنگ در بوق می‌زند.

she adjusted the settings to change the beeps.

او تنظیمات را برای تغییر صداها تنظیم کرد.

the notification beeps kept interrupting his concentration.

صدای بوق اعلان‌ها مدام تمرکز او را مختل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید