| جمع | begorrahs |
begorrah, i'm hungry!
خداییش گرسنهام!
begorrah, be careful!
خداییش مراقب باش!
begorrah, i'm delighted!
خداییش خوشحالم!
begorrah, i can't believe we won the game!
خدایای من، باورم نمیشه که برنده شدیم!
she shouted, "begorrah, that's amazing!"
او فریاد زد: خدایای من، این شگفتانگیز است!
begorrah, it's a beautiful day outside!
خدایای من، بیرون هوا خیلی خوبه!
he exclaimed, "begorrah, what a surprise!"
او با تعجب گفت: خدایای من، چه غافلگیریای!
begorrah, i forgot my keys at home!
خدایای من، کلیدهایم را در خانه جا گذاشتم!
she said, "begorrah, this food is delicious!"
او گفت: خدایای من، این غذا خوشمزه است!
begorrah, it's time to go!
خدایای من، وقتشه بریم!
he laughed and said, "begorrah, you made my day!"
او خندید و گفت: خدایای من، روزم را ساختید!
begorrah, i never expected that to happen!
خدایای من، انتظار نداشتم این اتفاق بیفته!
she whispered, "begorrah, it's a secret!"
او زمزمه کرد: خدایای من، یک رازه!
begorrah, i'm hungry!
خداییش گرسنهام!
begorrah, be careful!
خداییش مراقب باش!
begorrah, i'm delighted!
خداییش خوشحالم!
begorrah, i can't believe we won the game!
خدایای من، باورم نمیشه که برنده شدیم!
she shouted, "begorrah, that's amazing!"
او فریاد زد: خدایای من، این شگفتانگیز است!
begorrah, it's a beautiful day outside!
خدایای من، بیرون هوا خیلی خوبه!
he exclaimed, "begorrah, what a surprise!"
او با تعجب گفت: خدایای من، چه غافلگیریای!
begorrah, i forgot my keys at home!
خدایای من، کلیدهایم را در خانه جا گذاشتم!
she said, "begorrah, this food is delicious!"
او گفت: خدایای من، این غذا خوشمزه است!
begorrah, it's time to go!
خدایای من، وقتشه بریم!
he laughed and said, "begorrah, you made my day!"
او خندید و گفت: خدایای من، روزم را ساختید!
begorrah, i never expected that to happen!
خدایای من، انتظار نداشتم این اتفاق بیفته!
she whispered, "begorrah, it's a secret!"
او زمزمه کرد: خدایای من، یک رازه!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید