behaviourists

[ایالات متحده]/bi'heivjərist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از نظریه رفتارگرایی حمایت می‌کند و به رفتارگرایی اعتقاد دارد.

جملات نمونه

The behaviourist studied the effects of reinforcement on learning.

رفتارشناس اثر تقویت بر یادگیری را مطالعه کرد.

A behaviourist approach focuses on observable behaviors.

رویکرد رفتارشناسانه بر رفتارهای قابل مشاهده تمرکز دارد.

The behaviourist analyzed the behavior patterns of the rats in the maze.

رفتارشناس الگوهای رفتاری موش‌ها در هزارتو را تجزیه و تحلیل کرد.

She is a renowned behaviourist in the field of psychology.

او یک رفتارشناس مشهور در زمینه روانشناسی است.

The behaviourist used positive reinforcement to train the dogs.

رفتارشناس از تقویت مثبت برای آموزش سگ‌ها استفاده کرد.

Many behaviourists believe that behavior is influenced by environmental factors.

بسیاری از رفتارشناسان معتقدند که رفتار تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد.

The behaviourist observed how the children interacted with each other in the playgroup.

رفتارشناس نحوه تعامل کودکان با یکدیگر در گروه بازی را مشاهده کرد.

The behaviourist conducted experiments to study the behavior of pigeons.

رفتارشناس آزمایش‌هایی را برای مطالعه رفتار گنجشک‌ها انجام داد.

In education, behaviourists emphasize the importance of reinforcement in learning.

در آموزش، رفتارشناسان بر اهمیت تقویت در یادگیری تأکید می کنند.

نمونه‌های واقعی

The view of the " behaviourists" is that nothing can be known except by external observation.

دیدگاه رفتارگرایان این است که به جز با مشاهده بیرونی، هیچ چیز قابل شناخت نیست.

منبع: Analysis of the Heart (Part 1)

Progress has not been easy or quick; as the behaviourists warned, both sorts of evidence can be misleading.

پیشرفت آسان یا سریع نبوده است؛ همانطور که رفتارگرایان هشدار داده بودند، هر دو نوع مدرک می تواند گمراه کننده باشد.

منبع: 2023-37

Behaviourists had no trouble with fear, seeing it as a conditioned reflex that they knew full well how to create.

رفتارگرایان با ترس مشکلی نداشتند، زیرا آن را به عنوان یک رفلکس شرطی می دانستند که به خوبی می دانستند چگونه آن را ایجاد کنند.

منبع: 2023-37

It has seemed to the behaviourists that similar methods can be applied to human behaviour, without assuming anything not open to external observation.

به نظر رفتارگرایان رسیده است که می توان روش های مشابه را برای رفتار انسان به کار برد، بدون اینکه فرضیتی را مطرح کرد که به مشاهده بیرونی باز نباشد.

منبع: Analysis of the Heart (Part 1)

I do not myself believe that the analysis of knowledge can be effected entirely by means of purely external observation, such as behaviourists employ.

من شخصاً معتقدم که تجزیه و تحلیل دانش نمی تواند منحصراً با استفاده از مشاهده صرفاً بیرونی انجام شود، مانند آنچه رفتارگرایان به کار می برند.

منبع: Analysis of the Heart (Part 2)

Animal behaviourists in the UK have reported a surge in requests to help dogs suffering from fear-aggression after their lives have been turned upside down.

رفتارگرایان حیوانات در بریتانیای کبیر گزارش داده اند که درخواست ها برای کمک به سگ هایی که از ترس و پرخاشگری رنج می برند پس از اینکه زندگی آنها وارونه شده است، افزایش یافته است.

منبع: BBC Learning English (official version)

The classic research by BF Skinner, the inventor of the Skinner box, the original behaviourist; he had pigeons in a box and they could peck levers and they would get pellets.

تحقیقات کلاسیک توسط بی. اف. اسکینر، مخترع جعبه اسکینر، رفتارگرای اصلی؛ او کلاغ ها را در یک جعبه داشت و آنها می توانستند اهرم ها را منقار بزنند و غذا می گرفتند.

منبع: Financial Times Podcast

It is sometimes suggested, by those who favour behaviourist views, that recognition consists in behaving in the same way when a stimulus is repeated as we behaved on the first occasion when it occurred.

گاهی اوقات، توسط کسانی که طرفدار دیدگاه های رفتارگرایانه هستند، پیشنهاد می شود که تشخیص شامل رفتار به روشی مشابه زمانی است که یک محرک تکرار می شود، همانطور که در اولین باری که رخ داد رفتار می کردیم.

منبع: Analysis of the Heart (Part 2)

True, we talk a great deal, and imagine that in so doing we are showing that we can think; but behaviourists say that the talk they have to listen to can be explained without supposing that people think.

درست است، ما زیاد صحبت می کنیم و تصور می کنیم که با انجام این کار نشان می دهیم که می توانیم فکر کنیم؛ اما رفتارگرایان می گویند که صحبت هایی که باید به آنها گوش دهند را می توان بدون این فرض توضیح داد که مردم فکر می کنند.

منبع: Analysis of the Heart (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید