beholdings

[ایالات متحده]/bɪˈhəʊldɪŋz/
[بریتانیا]/biːˈhəʊldɪŋz/

ترجمه

n. وضعیتی از بدهی یا تعهد به کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

within my beholdings

درون حوزه اختیار من

beyond my beholdings

فراتر از حوزه اختیار من

جملات نمونه

her beholdings of nature inspired her artwork.

الهام گرفتن او از طبیعت، آثار هنری‌اش را تحت تأثیر قرار داد.

the company’s beholdings in the market have increased significantly.

دارایی‌های شرکت در بازار به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

he had many beholdings that shaped his worldview.

او دیدگاه‌های زیادی داشت که جهان‌بینی او را شکل داد.

the artist's beholdings of urban life were reflected in his paintings.

نگاه هنرمند به زندگی شهری در نقاشی‌هایش منعکس شده بود.

her beholdings of different cultures enriched her understanding.

دیدگاه او نسبت به فرهنگ‌های مختلف، درک او را غنی کرد.

his beholdings during the trip changed his perspective on life.

دیدگاه‌های او در طول سفر، دیدگاهش نسبت به زندگی را تغییر داد.

the documentary showcased the beholdings of wildlife conservation.

مستند، دیدگاه‌های مربوط به حفاظت از حیات وحش را نشان داد.

her beholdings of the community's needs led to positive changes.

نگاه او به نیازهای جامعه منجر به تغییرات مثبت شد.

his beholdings of the historical site were profound.

دیدگاه او نسبت به مکان تاریخی بسیار عمیق بود.

she shared her beholdings from the conference with her colleagues.

او دیدگاه‌های خود را از کنفرانس با همکارانش به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید