beignets

[ایالات متحده]/bəˈnjɛ/
[بریتانیا]/benˈjeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیرینی خمیری سرخ شده عمیق، که معمولاً با خامه یا ژله پر شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

freshly made beignets

بignetهای تازه پخته شده

savory beignet bites

بایت‌های بignet خوش طعم

beignets are delicious

بignetها خوشمزه هستند

a beignet festival

جشنواره بignet

جملات نمونه

i love to eat beignets for breakfast.

من عاشق خوردن دونات برای صبحانه هستم.

she sprinkled powdered sugar on her beignet.

او شکر پودری روی دونات خود ریخت.

beignets are a popular treat in new orleans.

دونات یک خوراکی محبوب در نیواورلئنس است.

we enjoyed beignets with our coffee.

ما از خوردن دونات با قهوه خود لذت بردیم.

he ordered a dozen beignets at the café.

او یک دوزین دونات در کافه سفارش داد.

beignets are often served hot and fresh.

دونات ها اغلب به صورت گرم و تازه سرو می شوند.

she learned how to make beignets from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه دونات را از مادربزرگش درست کند.

beignets are best enjoyed with friends.

بهتر است دونات را با دوستان نوشید.

they dipped their beignets in chocolate sauce.

آنها دونات خود را در سس شکلات فرو بردند.

beignets have a light and fluffy texture.

دونات ها بافتی سبک و پفکی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید