bellbottom

[ایالات متحده]/ˈbelbɒtəm/
[بریتانیا]/ˈbelbɑːtəm/

ترجمه

n. پантalonهای بلوزه؛ پانتالونهایی که پایین آنها گسترده‌تر است
adj. دارای پاها در سبک بلوزه؛ گسترده در پایین
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bellbottom pants

پантalon گردن گسترده

bellbottom jeans

شلوار جین گردن گسترده

wearing bellbottoms

پوشیدن شلوار گردن گسترده

wide bellbottoms

شلوار گردن گسترده گسترده

vintage bellbottoms

شلوار گردن گسترده باستانی

floral bellbottoms

شلوار گردن گسترده گلدار

stylish bellbottoms

شلوار گردن گسترده گویا

retro bellbottoms

شلوار گردن گسترده رetro

fit bellbottoms

شلوار گردن گسترده تناسب

bellbottom style

سبک گردن گسترده

جملات نمونه

bellbottom jeans were a defining fashion trend in the 1970s.

سرویچ‌های بلوز در دهه 1970 یک روند مدی متمایز بود.

she wore colorful bellbottom pants to the disco party.

او به پارتب دیسکو لباس پایی بلوز رنگارنگ پوشید.

the bellbottom style made a surprising comeback on the runway.

سرویچ‌های بلوز در رانوی مدل‌سازی به طور غیرمنتظره بازگشتی داشت.

many rock musicians popularized the bellbottom look during the 1960s.

بیشتر موسیقی‌دانان راک در دهه 1960 به سبک بلوز محبوبیت بخشیدند.

the vintage store sold authentic 1970s bellbottom trousers.

فروشگاه مدل‌های قدیمی لباس‌های بلوز اصیل دهه 1970 را به فروش می‌رساند.

bellbottom sleeves added a dramatic flair to the vintage dress.

کمربند‌های بلوز به لباس قدیمی یک جلوه دراماتیک اضافه کرد.

fashion designers often revisit the bellbottom trend in their collections.

طراحان مد معمولاً روند بلوز را در جمعه‌های خود مجدد بررسی می‌کنند.

he collected retro bellbottom pants from different decades.

او لباس‌های بلوز رترو از دهه‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

the bellbottom uniform was standard attire for sailors in certain eras.

لباس یکنواخت بلوز در برخی دوره‌ها لباس استاندارد دریانوردان بود.

tight bellbottoms became popular among dancers for their flexibility.

سرویچ‌های بلوز تنگ به دلیل انعطاف‌پذیری آن‌ها در میان رقصندگان محبوب شدند.

bellbottom jeans paired perfectly with platform shoes.

سرویچ‌های بلوز به طور کامل با کفش‌های پلتفرم تطبیق می‌یابد.

the flared bellbottoms swished as she walked across the room.

سرویچ‌های بلوز گشاد در حالی که او از اتاق عبور می‌کرد، لرزید.

bellbottom fashion reflects the free-spirited attitude of its time.

مد بلوز نمایانگر نگرش آزاد‌روی زمان خود است.

she customized her old bellbottom jeans with decorative patches.

او لباس‌های بلوز قدیمی خود را با چسب‌های زیبایی‌آمیز شخصی‌سازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید