belled

[ایالات متحده]/beld/
[بریتانیا]/beld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل یا فرم زنگ؛ دارای انتهای گشاد مانند زنگ

عبارات و ترکیب‌ها

belled cat

گربه ناقوس‌دار

belled sleeves

آستین‌های ناقوس‌دار

belled bottom

پایین ناقوس‌دار

a belled ankle

مچ پا ناقوس‌دار

belled flower

گل ناقوس‌دار

belled wine glass

لیوان شراب ناقوس‌دار

a belled sound

صدای ناقوس‌دار

belled and decorated

ناقوس‌دار و تزئین‌شده

a belled hat

کلاه ناقوس‌دار

جملات نمونه

the cat belled the mouse before catching it.

گربه قبل از گرفتن آن، موش را صدا زد.

he belled the dog to keep it from wandering.

او سگ را صدا زد تا از سرگردانی آن جلوگیری کند.

the school bell belled, signaling the end of class.

زنگ مدرسه به صدا درآمد و نشان دهنده پایان کلاس بود.

she belled the children to gather them for lunch.

او بچه‌ها را صدا زد تا آن‌ها را برای ناهار جمع کند.

the church bell belled at noon.

زنگ کلیسا در ظهر به صدا درآمد.

the farmer belled the sheep to keep track of them.

کشاورز گوسفندان را صدا زد تا بتواند آن‌ها را ردیابی کند.

he belled his bike to alert pedestrians.

او دوچرخه خود را صدا زد تا عابرین پیاده را مطلع کند.

the bell belled loudly during the ceremony.

زنگ در طول مراسم به شدت به صدا درآمد.

she belled the cat to prevent it from getting lost.

او گربه را صدا زد تا از گم شدن آن جلوگیری کند.

the school bell belled every hour.

زنگ مدرسه هر ساعت به صدا درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید