benineses

[ایالات متحده]/beni'ni:z/
[بریتانیا]/be'ni:n/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های بنین یا مردم آن
n. مردم بنین

جملات نمونه

the beninese culture is rich and diverse.

فرهنگ بنینی غنی و متنوع است.

many beninese people are involved in agriculture.

بسیاری از مردم بنین در کشاورزی فعالیت می کنند.

beninese cuisine features unique flavors.

غذاهای بنینی دارای طعم های منحصر به فرد هستند.

she is studying the beninese language.

او زبان بنینی را مطالعه می کند.

beninese art is known for its vibrant colors.

هنر بنینی به خاطر رنگ های زنده اش شناخته شده است.

the beninese people celebrate many festivals.

مردم بنین بسیاری از جشنواره ها را جشن می گیرند.

he is a famous beninese musician.

او یک نوازنده بنینی مشهور است.

beninese traditions are passed down through generations.

رسوم و سنت های بنینی نسل به نسل منتقل می شوند.

the beninese economy relies heavily on trade.

اقتصاد بنین به شدت به تجارت متکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید