bequest

[ایالات متحده]/bɪ'kwest/
[بریتانیا]/bɪˈkwɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میراث؛ چیزی که در وصیت به کسی واگذار شده یا منتقل شده است.

جملات نمونه

a bequest of over £300,000.

یک وصیت‌نامه به مبلغ بیش از ۳۰۰۰۰۰ پوند

the collection was enriched by a bequest of graphic works.

مجموعه با وصیت‌نامه‌ای از آثار گرافیکی غنی شد.

He left bequests of money to all his friends.

او وصیت‌نامه‌هایی از پول به همه دوستانش بخشید.

The picture was acquired by bequest in 1921.

این نقاشی در سال 1921 به ارث رسید.

In his will he made a substantial bequest to his wife.

در وصیت‌نامه‌اش، او وصیت‌نامه‌ای قابل توجهی به همسرش بخشید.

The library has received a generous bequest from a local businessman.

کتابخانه وصیت‌نامه‌ای سخاوتمندانه از یک تاجر محلی دریافت کرده است.

He received a bequest under his grandmother’s will.

او وصیت‌نامه‌ای را طبق وصیت‌نامه مادربزرگش دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید