bercies

[ایالات متحده]/ˈbɜːrsi/
[بریتانیا]/ˈbɝːsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سس که از منطقه برسی در پاریس، فرانسه منشأ گرفته است؛ سس برسی (فرانسه).

عبارات و ترکیب‌ها

bercy village

برسی ویلیج

bercy park

پارک برسی

visit bercy

بازدید از برسی

bercy nightlife

زندگی شبانه برسی

explore bercy

کاوش در برسی

bercy events

رویدادهای برسی

bercy restaurants

رستوران‌های برسی

shopping in bercy

خرید در برسی

جملات نمونه

she decided to join the bercy club.

او تصمیم گرفت به کلاب برسی بپیوندد.

he has a talent for playing bercy music.

او استعداد زیادی در نواختن موسیقی برسی دارد.

they organized a bercy event last weekend.

آنها یک رویداد برسی را آخر هفته گذشته سازماندهی کردند.

we need to book a bercy venue for the party.

ما باید یک مکان برسی را برای مهمانی رزرو کنیم.

the bercy festival attracts many visitors.

جشنواره برسی بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می کند.

she wore a beautiful dress to the bercy gala.

او یک لباس زیبا برای گالا برسی پوشید.

he is known for his bercy dance skills.

او به دلیل مهارت های رقص برسی خود شناخته شده است.

they discussed the future of the bercy project.

آنها در مورد آینده پروژه برسی بحث کردند.

she loves to collect bercy memorabilia.

او عاشق جمع آوری اشیاء یادگاری برسی است.

we plan to visit the bercy museum next month.

ما قصد داریم ماه آینده از موزه برسی بازدید کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید