bestrews

[ایالات متحده]/bɛˈstruːz/
[بریتانیا]/bɛˈstrüz/

ترجمه

v. چیزی را بر روی یک سطح پخش کردن یا پخش کردن.

جملات نمونه

the gardener bestrews seeds across the field.

باغبانی به طور پراکنده بذرها را در سراسر مزرعه می‌پاشد.

she bestrews flowers on the table for the party.

او گل‌ها را به طور پراکنده روی میز برای مهمانی می‌پاشد.

he bestrews his speech with quotes from famous authors.

او سخنرانی خود را با نقل قول‌هایی از نویسندگان مشهور به طور پراکنده می‌کند.

the festival bestrews the streets with colorful decorations.

جشنواره خیابان‌ها را با تزئینات رنگارنگ به طور پراکنده می‌کند.

they bestrew the path with leaves during the autumn festival.

آنها مسیر را با برگ‌ها در طول جشنواره پاییز به طور پراکنده می‌کنند.

she bestrews her garden with various types of flowers.

او باغ خود را با انواع مختلف گل‌ها به طور پراکنده می‌کند.

the artist bestrews the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده به طور پراکنده می‌کند.

he bestrews the ground with hay for the animals.

او زمین را با کاه برای حیوانات به طور پراکنده می‌کند.

they bestrew the stage with petals before the performance.

آنها صحنه را با گلبرگ‌ها قبل از اجرا به طور پراکنده می‌کنند.

the children bestrew the yard with toys after playing.

کودکان پس از بازی حیاط را با اسباب‌بازی‌ها به طور پراکنده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید