better-looking

[ایالات متحده]/[ˈbetər ˈlʊkɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈbɛtər ˈlʊkɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب‌تر در ظاهر؛ دارای ظاهری جذاب‌تر از چیز دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

better-looking guy

پسری زیباتر

better-looking model

مدلی زیباتر

she's better-looking

او زیباتر است

better-looking clothes

لباس‌های زیباتر

better-looking option

گزینه‌ای زیباتر

much better-looking

زیباتر از همیشه

better-looking face

چهره‌ای زیباتر

becoming better-looking

در حال شدن زیباتر

جملات نمونه

the new model is significantly better-looking than the previous one.

مدل جدید به طور قابل توجهی زیباتر از مدل قبلی است.

she thought the red dress made her look better-looking.

او فکر می‌کرد که پوشاک قرمز او را زیباتر می‌کند.

he’s always trying to find better-looking furniture for the living room.

او همیشه سعی می‌کند مبلمان زیباتری برای اتاق نشیمن پیدا کند.

the renovated building is much better-looking now.

ساختمان بازسازی شده حالا به مراتب زیباتر است.

i prefer the better-looking version of the software.

من نسخه زیباتر نرم‌افزار را ترجیح می‌دهم.

the artist aimed to create a better-looking landscape painting.

هنرمند سعی داشت یک نقاشی منظره زیباتر ایجاد کند.

compared to the competition, their product is better-looking.

مقایسه با رقبا، محصول آن‌ها زیباتر است.

she gave her car a wash to make it look better-looking.

او ماشین خود را شست تا زیباتر به نظر برسد.

the website redesign resulted in a much better-looking interface.

باز طراحی وب‌سایت منجر به یک رابط کاربری زیباتر شد.

he chose a better-looking tie to wear to the meeting.

او یک کمربند زیباتر را برای حضور در جلسه انتخاب کرد.

the new phone has a better-looking screen than the old one.

تلفن جدید دارای صفحه نمایش زیباتری نسبت به قدیمی‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید