beuys

[ایالات متحده]/baɪ̯s/
[بریتانیا]/bīz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یوزف بویس، یک هنرمند آلمانی که به خاطر آثار بسیار سیاسی خود در مجسمه‌سازی، نقاشی و هنر اجرا شناخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

beuy's book

کتاب بیوی

beuy's opinion

نظر بیوی

beuy's house

خانه بیوی

meet beuy's parents

دیدار با والدین بیوی

beuy's birthday party

جشن تولد بیوی

beuy's new car

ماشین جدید بیوی

beuy's favorite food

غذا مورد علاقه بیوی

beuy's dream job

شغل رویایی بیوی

beuy's secret talent

استعداد مخفی بیوی

جملات نمونه

beuys is known for his unique artistic approach.

بیوی برای رویکرد هنری منحصر به فردش شناخته شده است.

many people admire beuys for his contributions to art.

بسیاری از مردم بیوی را به خاطر مشارکت او در هنر تحسین می‌کنند.

beuys often used unconventional materials in his work.

بیوی اغلب از مواد غیرمتعارف در آثار خود استفاده می‌کرد.

the influence of beuys can be seen in contemporary art.

می‌توان تأثیر بیوی را در هنر معاصر مشاهده کرد.

beuys believed in the transformative power of art.

بیوی به قدرت دگرگون‌کننده هنر اعتقاد داشت.

many exhibitions feature works by beuys.

بسیاری از نمایشگاه‌ها آثار بیوی را به نمایش می‌گذارند.

beuys' performances often challenged societal norms.

اجراهای بیوی اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشیدند.

understanding beuys requires a deep appreciation of art.

درک بیوی نیازمند قدردانی عمیق از هنر است.

beuys' legacy continues to inspire new generations of artists.

ارثیه بیوی همچنان الهام‌بخش نسل‌های جدیدی از هنرمندان است.

art critics often discuss beuys' impact on modern art.

منتقدان هنری اغلب درباره تأثیر بیوی بر هنر مدرن بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید