bezoar

[ایالات متحده]/bɪˈzəʊər/
[بریتانیا]/biˈzoːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده از مواد هضم نشده که در معده یا روده‌ها یافت می‌شود، به‌ویژه در حیوانات؛ یک ماده دارویی باستانی که به‌عنوان درمان برای بیماری‌های مختلف استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bezoar stone

سنگ بزوار

remove a bezoar

برداشتن بزوار

bezoar formation

تشکیل بزوار

study bezoars

مطالعه بزوار

ancient medicine bezoar

بزوار در طب باستان

bezoar in animals

بزوار در حیوانات

bezoar analysis

تجزیه و تحلیل بزوار

bezoar composition

ترکیب بزوار

bezoar history

تاریخچه بزوار

جملات نمونه

some ancient cultures believed that a bezoar could cure poison.

برخی از فرهنگ‌های باستانی معتقد بودند که بزوار می‌تواند علاج سم باشد.

bezoars are often found in the stomachs of herbivorous animals.

بزازها اغلب در معده حیوانات گیاه‌خوار یافت می‌شوند.

in traditional medicine, a bezoar was considered a valuable remedy.

در طب سنتی، بزوار یک درمان ارزشمند تلقی می‌شد.

doctors sometimes remove bezoars through surgery.

پزشکان گاهی اوقات بزوارها را از طریق جراحی خارج می‌کنند.

bezoars can form from undigested food and hair.

بزازها می‌توانند از مواد غذایی و موهای هضم نشده تشکیل شوند.

she was fascinated by the history of bezoars in ancient medicine.

او مجذوب تاریخچه بزوار در طب باستانی بود.

bezoars can cause gastrointestinal obstruction in some cases.

بزازها می‌توانند در برخی موارد باعث انسداد روده و معده شوند.

some believe that carrying a bezoar can bring good luck.

برخی معتقدند که حمل یک بزوار می‌تواند خوش شانسی بیاورد.

research on bezoars has increased in recent years.

تحقیقات در مورد بزوارها در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

bezoars are rarely seen in modern medical practice.

بزازها به ندرت در عمل بالینی مدرن دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید