concretion

[ایالات متحده]/kən'kriːʃ(ə)n/
[بریتانیا]/kən'kriʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای شبیه سنگ که از جامد شدن ماده تشکیل شده است؛ یک توده جامد

جملات نمونه

a concretion of seminal ideas in her treatise.

تجسدی از ایده‌های اساسی در رساله‌اش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید