bialies

[ایالات متحده]/ˈbiːəli/
[بریتانیا]/ˈbaɪ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نان مخمری که منشاء آن لهستان است و معمولاً با پیاز و دانه‌های خشخاش تزیین می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bialy bread

نان بیالی

a bialy sandwich

ساندویچ بیالی

bialy and schmear

بیالی و اشمر

fresh bialys

بیالی های تازه

warm bialy

بیالی گرم

bialy with lox

بیالی با لاکس

taste a bialy

طعم یک بیالی را بچشید

bialy shop

فروشگاه بیالی

جملات نمونه

i enjoyed a bialy with my coffee this morning.

من یک بیالی با قهوه ام در این صبح از آن لذت بردم.

she spread cream cheese on her bialy.

او پنیر خامه‌ای روی بیالی خود پخش کرد.

he bought a dozen bialys from the bakery.

او یک دوزین بیالی از نانوایی خرید.

we tried a bialy for the first time during our trip.

ما برای اولین بار در طول سفرمان یک بیالی امتحان کردیم.

the bialy has a unique taste that i love.

بیالی طعم منحصر به فردی دارد که من دوست دارم.

she prefers bialys over bagels for breakfast.

او ترجیح می دهد به جای دونات ها، بیالی را برای صبحانه بخورد.

they serve fresh bialys at the local deli.

آنها بیالی های تازه در دلی محلی سرو می کنند.

my favorite toppings for a bialy are onions and poppy seeds.

محبوب ترین افزودنی های من برای یک بیالی پیاز و دانه‌های شاهدانه هستند.

after the meeting, we grabbed a bialy for lunch.

بعد از جلسه، ما برای ناهار یک بیالی گرفتیم.

bialys are a great snack for any time of the day.

بیالی ها یک میان وعده عالی برای هر زمان از روز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید