bibber of water
مصرفکننده آب
occasional bibber
مصرفکننده گاه به گاه
thirsty bibber
مصرفکننده تشنگان
late-night bibber
مصرفکننده شبگرد
casual bibber
مصرفکننده غیررسمی
weekend bibber
مصرفکننده آخر هفته
coffee bibber
مصرفکننده قهوه
tea bibber
مصرفکننده چای
soda bibber
مصرفکننده نوشابه
beer bibber
مصرفکننده آبجو
he is a bibber who enjoys the thrill of the chase.
او یک ماهیگیر است که از هیجان تعقیب لذت می برد.
many bibbers gather at the river during the summer.
در طول تابستان بسیاری از ماهیگیران در کنار رودخانه جمع می شوند.
the bibber caught a huge fish last weekend.
ماهیگیر آخر هفته گذشته یک ماهی بزرگ صید کرد.
she loves to watch bibbers in action at the lake.
او عاشق تماشای ماهیگیران در حال ماهیگیری در دریاچه است.
being a bibber requires patience and skill.
ماهیگیری صبر و مهارت می طلبد.
the bibber shared his best fishing tips with us.
ماهیگیر بهترین نکات ماهیگیری خود را با ما در میان گذاشت.
every bibber has a favorite fishing spot.
هر ماهیگیری یک مکان ماهیگیری مورد علاقه دارد.
he considers himself a seasoned bibber.
او خود را یک ماهیگیر با تجربه می داند.
we joined a group of bibbers for a weekend trip.
ما برای یک سفر آخر هفته به گروهی از ماهیگیران پیوستیم.
the bibber's excitement was palpable as he reeled in the line.
هیجان ماهیگیر قابل لمس بود زیرا چنگال را بالا می کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید