bight

[ایالات متحده]/baɪt/
[بریتانیا]/baɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلیج
loop of rope \ncurve

عبارات و ترکیب‌ها

deep bight

خلیج عمیق

narrow bight

خلیج باریک

جملات نمونه

bight the canvas of a sail

حاشیهٔ پارچهٔ بادبان

The sailor expertly navigated the treacherous bight.

ملوان با مهارت در آب‌های خطرناک خلیج حرکت کرد.

The bight of the rope was securely fastened to the dock.

حلقهٔ طناب به طور محکم به اسکله بسته شده بود.

The fisherman cast his line into the bight of the river.

ماهیگیر نخ خود را به داخل خلیج رودخانه انداخت.

She tied a knot in the bight of the fabric.

او گره‌ای در حلقهٔ پارچه زد.

The hiker enjoyed the serene beauty of the coastal bight.

گردشگر از زیبایی آرام‌بخش خلیج ساحلی لذت برد.

The ship anchored in the sheltered bight to wait out the storm.

کشتی برای گذر از طوفان در خلیج محافظت‌شده لنگر انداخت.

The bight of the bay provided a safe harbor for the boats.

خلیج خلیج برای قایق‌ها یک بندر امن فراهم کرد.

The bight of the road curved sharply around the mountain.

خلیج جاده به طور تند در اطراف کوه خمیده بود.

She found a secluded spot in the bight of the forest to meditate.

او یک مکان خلوت در خلیج جنگل برای مدیتیشن پیدا کرد.

The bight of the fabric draped elegantly over the mannequin.

حلقهٔ پارچه به طور ظریفانه روی مانکن آویزان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید