bighting

[ایالات متحده]/ˈbaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbaɪtɪŋ/

ترجمه

n. خلیج یا ورودی دریا؛ حلقه یا سیم پیچ از طناب یا کابل؛ شکل یا خط منحنی.

عبارات و ترکیب‌ها

prevent bighting

جلوگیری از گاز گرفتن

bighting behavior

رفتار گاز گرفتن

reduce bighting incidents

کاهش حوادث گاز گرفتن

bighting safety measures

اقدامات ایمنی در برابر گاز گرفتن

fatal bighting attack

حمله گاز گرفتن کشنده

bighting deterrent

بازدارنده گاز گرفتن

severe bighting wound

زخم شدید ناشی از گاز گرفتن

جملات نمونه

the dog was bighting at the mailman.

سگ در حال گاز زدن به پیک‌مدار بود.

she felt a bighting pain in her ankle.

او یک درد گزنده در مچ پا احساس کرد.

the bighting wind made it hard to walk.

باد گزنده راه رفتن را دشوار کرد.

he was bighting his nails during the movie.

او در طول فیلم ناخن‌های خود را می‌جوید.

the cat was bighting the toy mouse.

گربه در حال گاز زدن موش اسباب‌بازی بود.

she noticed a bighting sensation on her skin.

او یک حس گزنده روی پوستش متوجه شد.

he was bighting back his anger.

او سعی کرد خشم خود را فرو ببرد.

the bighting cold made everyone shiver.

سرما گزنده باعث لرزش همه شد.

she is bighting her time before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری وقت خود را تلف می‌کند.

the bighting criticism surprised him.

انتقاد گزنده او را غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید