bighted

[ایالات متحده]/ˈbaɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈbaɪtɪd/

ترجمه

adj. روشن شده یا لمس شده توسط نور; به ویژه، در معرض پرتوهای روشن آتش یا لامپ قرار گرفته؛ روشن شده؛ نورانی
n. خلیج یا فرورفتگی در یک ساحل

عبارات و ترکیب‌ها

bighted hopes

امیدهای ناخوشایند

a bighted future

آینده‌ای ناخوشایند

bighted dreams

رویاهای ناخوشایند

a bighted path

مسیر ناخوشایند

bighted prospects

چشم‌اندازهای ناخوشایند

a bighted soul

روحی ناخوشایند

جملات نمونه

the bighted crops failed to yield any produce this season.

محصولات آسیب‌دیده نتوانستند امسال هیچ محصولی تولید کنند.

his dreams were bighted by the harsh realities of life.

رویاهای او توسط واقعیت‌های سخت زندگی آسیب دیده بودند.

the bighted landscape was a reminder of the environmental crisis.

مناظر آسیب‌دیده یادآور بحران زیست‌محیطی بود.

many communities were bighted by economic downturns.

اجتماع زیادی تحت تأثیر رکود اقتصادی قرار گرفتند.

her health was bighted by years of neglect.

سلامتی او به دلیل سال‌ها بی‌توجهی آسیب دیده بود.

the bighted city struggled to recover from the disaster.

شهر آسیب‌دیده برای بهبودی از فاجعه تلاش کرد.

his career was bighted by a series of unfortunate events.

حرفه او به دلیل مجموعه‌ای از وقایع ناخوشایند آسیب دیده بود.

the bighted forest needed urgent conservation efforts.

جنگل آسیب‌دیده به تلاش‌های فوری حفاظتی نیاز داشت.

they worked hard to restore the bighted areas of the park.

آنها سخت برای بازگرداندن مناطق آسیب‌دیده پارک تلاش کردند.

the community came together to help the bighted families.

جامعه برای کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده گرد هم آمدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید