biked

[ایالات متحده]/baɪkt/
[بریتانیا]/baɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast 自転車に乗った \npast participle 自転車に乗った

عبارات و ترکیب‌ها

bike to work

رفتن به محل کار با دوچرخه

biked with friends

با دوستان دوچرخه سواری کردم

bike around town

گشتن در شهر با دوچرخه

جملات نمونه

i biked to the park yesterday.

من دیروز به پارک دوچرخه سواری کردم.

she biked along the river every morning.

او هر روز صبح در امتداد رودخانه دوچرخه سواری می کرد.

we biked through the beautiful countryside.

ما در میان روستای زیبای دوچرخه سواری کردیم.

he biked to work to save money on gas.

او برای صرفه جویی در هزینه بنزین به محل کار دوچرخه سواری کرد.

they biked together during the summer vacation.

آنها در طول تعطیلات تابستان با هم دوچرخه سواری کردند.

i biked for hours without stopping.

من ساعت ها بدون توقف دوچرخه سواری کردم.

she biked to improve her fitness level.

او برای بهبود سطح تناسب اندام خود دوچرخه سواری کرد.

we biked on the new trails in the forest.

ما در مسیرهای جدید در جنگل دوچرخه سواری کردیم.

he biked with his friends every weekend.

او آخر هفته ها با دوستانش دوچرخه سواری می کرد.

i biked to explore the city.

من برای کشف شهر دوچرخه سواری کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید