billable hours
ساعت قابل پرداخت
billable rate
نرخ قابل پرداخت
billable services
خدمات قابل پرداخت
billable expenses
هزینههای قابل پرداخت
track billable time
ردیابی زمان قابل پرداخت
billable project
پروژه قابل پرداخت
ensure billable work
اطمینان از انجام کار قابل پرداخت
reduce billable costs
کاهش هزینههای قابل پرداخت
the lawyer provided a detailed billable hours report.
وکیل یک گزارش دقیق از ساعات قابل پرداخت ارائه داد.
all billable expenses must be documented carefully.
تمام هزینههای قابل پرداخت باید به دقت مستند شوند.
she is focused on maximizing her billable time.
او بر حداکثر کردن زمان قابل پرداخت خود تمرکز دارد.
clients expect transparency in billable rates.
مشتریان انتظار شفافیت در نرخهای قابل پرداخت را دارند.
our team tracks billable activities weekly.
تیم ما به صورت هفتگی فعالیتهای قابل پرداخت را پیگیری میکند.
he has several billable projects in progress.
او چندین پروژه قابل پرداخت در حال انجام دارد.
billable hours are crucial for our revenue.
ساعات قابل پرداخت برای درآمد ما بسیار مهم هستند.
she is negotiating a higher billable rate.
او در حال مذاکره برای افزایش نرخ قابل پرداخت است.
understanding billable vs. non-billable work is essential.
درک کار قابل پرداخت در مقابل کار غیر قابل پرداخت ضروری است.
they implemented new software to track billable hours.
آنها نرمافزار جدیدی را برای پیگیری ساعات قابل پرداخت پیادهسازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید