bingle

[ایالات متحده]/ˈbɪŋɡəl/
[بریتانیا]/ˈbɪŋɡəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه در بیسبال؛ یک مدل موی کوتاه برای زنان (معمولاً یک باب)
v. به طور ایمن در بیسبال ضربه زدن؛ مو را کوتاه کردن
Word Forms
جمعbingles

عبارات و ترکیب‌ها

bingle a bell

زنگوله به زنگوله

have a bingle

بينگل داشته باش

bingle around

دور و بر سر بينگل بزن

make a bingle

بينگل درست کن

جملات نمونه

we had a bingle at the park yesterday.

ما دیروز یک قرار ملاقات در پارک داشتیم.

she was excited about her bingle with him.

او برای قرار ملاقاتش با او هیجان‌زده بود.

they planned a bingle for saturday night.

آنها یک قرار ملاقات برای شب شنبه برنامه‌ریزی کردند.

his first bingle was a bit awkward.

اولین قرار ملاقات او کمی عجیب و غریب بود.

she dressed up for her bingle.

او برای قرار ملاقاتش لباس پوشید.

after the bingle, they decided to meet again.

پس از قرار ملاقات، آنها تصمیم گرفتند دوباره ملاقات کنند.

he always feels nervous before a bingle.

او همیشه قبل از قرار ملاقات مضطرب است.

their bingle went surprisingly well.

قرار ملاقات آنها به طرز شگفت انگیزی خوب پیش رفت.

she shared her bingle stories with her friends.

او داستان‌های قرار ملاقاتش را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

they met through a bingle arranged by friends.

آنها از طریق یک قرار ملاقات که توسط دوستان ترتیب داده شده بود ملاقات کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید