bioaccumulation

[ایالات متحده]/baɪˌoʊˌæk.jʊm.jəˈleɪ.ʃən/
[بریتانیا]/baɪˌoʊˌæk.jʊm.jəˈleɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجمع تدریجی مواد، مانند سموم، در یک ارگانیسم در طول زمان.

عبارات و ترکیب‌ها

monitoring bioaccumulation levels

نظارت بر سطوح تجمع زیستی

جملات نمونه

bioaccumulation can lead to higher concentrations of toxins in the food chain.

تراكم زیستی می‌تواند منجر به افزایش غلظت سموم در زنجیره غذایی شود.

researchers study bioaccumulation to understand its effects on marine life.

محققان اثرات زیست‌تراكم را بر روی حیات دریایی بررسی می‌کنند.

heavy metals are known to cause bioaccumulation in aquatic organisms.

فلزات سنگین باعث تراكم زیستی در موجودات آبزی می‌شوند.

monitoring bioaccumulation is crucial for environmental protection.

نظارت بر زیست‌تراكم برای حفاظت از محیط زیست بسیار مهم است.

bioaccumulation can have devastating effects on ecosystems.

تراكم زیستی می‌تواند اثرات ویرانگری بر روی اکوسیستم‌ها داشته باشد.

understanding bioaccumulation helps in assessing the safety of seafood.

درک زیست‌تراكم به ارزیابی ایمنی غذاهای دریایی کمک می‌کند.

bioaccumulation studies often involve various species of fish.

مطالعات زیست‌تراكم اغلب شامل گونه‌های مختلف ماهی می‌شود.

pollutants can lead to bioaccumulation in organisms over time.

آلاینده‌ها می‌توانند در طول زمان منجر به تراكم زیستی در موجودات شوند.

scientists are concerned about the bioaccumulation of plastics in marine animals.

دانشمندان نگران تراكم پلاستیک در حیوانات دریایی هستند.

efforts are being made to reduce bioaccumulation in polluted waters.

تلاش‌هایی برای کاهش زیست‌تراكم در آب‌های آلوده در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید