| جمع | biofeedbacks |
biofeedback therapy
درمان بیوفیدبک
using biofeedback techniques
استفاده از تکنیک های بیوفیدبک
learn biofeedback skills
یادگیری مهارت های بیوفیدبک
biofeedback training program
برنامه آموزش بیوفیدبک
real-time biofeedback
بیوفیدبک بلادرنگ
biofeedback device
دستگاه بیوفیدبک
biofeedback can help individuals manage stress.
بازخورد زیستی میتواند به افراد در مدیریت استرس کمک کند.
many therapists use biofeedback in their practice.
بسیاری از درمانگران از بازخورد زیستی در عمل خود استفاده میکنند.
biofeedback techniques are effective for pain relief.
تکنیکهای بازخورد زیستی برای تسکین درد موثر هستند.
she learned to control her anxiety through biofeedback.
او یاد گرفت که اضطراب خود را از طریق بازخورد زیستی کنترل کند.
biofeedback devices can monitor your heart rate.
دستگاههای بازخورد زیستی میتوانند ضربان قلب شما را کنترل کنند.
he found biofeedback useful for improving focus.
او بازخورد زیستی را برای بهبود تمرکز مفید یافت.
biofeedback training requires patience and practice.
آموزش بازخورد زیستی نیاز به صبر و تمرین دارد.
using biofeedback, she learned to relax her muscles.
با استفاده از بازخورد زیستی، او یاد گرفت که عضلات خود را شل کند.
biofeedback can enhance athletic performance.
بازخورد زیستی میتواند عملکرد ورزشی را افزایش دهد.
many people report improved sleep with biofeedback.
بسیاری از افراد گزارش میدهند که با بازخورد زیستی خواب بهتری دارند.
biofeedback therapy
درمان بیوفیدبک
using biofeedback techniques
استفاده از تکنیک های بیوفیدبک
learn biofeedback skills
یادگیری مهارت های بیوفیدبک
biofeedback training program
برنامه آموزش بیوفیدبک
real-time biofeedback
بیوفیدبک بلادرنگ
biofeedback device
دستگاه بیوفیدبک
biofeedback can help individuals manage stress.
بازخورد زیستی میتواند به افراد در مدیریت استرس کمک کند.
many therapists use biofeedback in their practice.
بسیاری از درمانگران از بازخورد زیستی در عمل خود استفاده میکنند.
biofeedback techniques are effective for pain relief.
تکنیکهای بازخورد زیستی برای تسکین درد موثر هستند.
she learned to control her anxiety through biofeedback.
او یاد گرفت که اضطراب خود را از طریق بازخورد زیستی کنترل کند.
biofeedback devices can monitor your heart rate.
دستگاههای بازخورد زیستی میتوانند ضربان قلب شما را کنترل کنند.
he found biofeedback useful for improving focus.
او بازخورد زیستی را برای بهبود تمرکز مفید یافت.
biofeedback training requires patience and practice.
آموزش بازخورد زیستی نیاز به صبر و تمرین دارد.
using biofeedback, she learned to relax her muscles.
با استفاده از بازخورد زیستی، او یاد گرفت که عضلات خود را شل کند.
biofeedback can enhance athletic performance.
بازخورد زیستی میتواند عملکرد ورزشی را افزایش دهد.
many people report improved sleep with biofeedback.
بسیاری از افراد گزارش میدهند که با بازخورد زیستی خواب بهتری دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید