biogenies

[ایالات متحده]/baɪoˈdʒɛniːz/
[بریتانیا]/bai-oh-JEN-eez/

ترجمه

n. نظریه‌ای که موجودات زنده از سایر موجودات زنده به وجود می‌آیند.; بیوژنز.

جملات نمونه

biogenies play a crucial role in the development of new medical therapies.

تولدها نقش مهمی در توسعه درمان‌های پزشکی جدید ایفا می‌کنند.

the study of biogenies can help us understand evolutionary processes.

مطالعه بیogenesis می‌تواند به ما کمک کند تا فرآیندهای تکاملی را درک کنیم.

many scientists are exploring the implications of biogenies in genetics.

بسیاری از دانشمندان در حال بررسی پیامدهای بیogenesis در ژنتیک هستند.

biogenies can provide insights into the origins of life on earth.

بیogenesis می‌تواند بینش‌هایی در مورد منشاء حیات در زمین ارائه دهد.

research in biogenies is essential for advancing biotechnology.

تحقیقات در زمینه بیogenesis برای پیشرفت بیوتکنولوژی ضروری است.

understanding biogenies could lead to breakthroughs in medicine.

درک بیogenesis می‌تواند منجر به پیشرفت‌های بزرگی در پزشکی شود.

biogenies are a key factor in the study of evolutionary biology.

بیogenesis یک عامل کلیدی در مطالعه زیست‌شناسی تکاملی است.

many theories of biogenies focus on genetic mutations.

بسیاری از نظریه‌های بیogenesis بر جهش‌های ژنتیکی متمرکز هستند.

biogenies can help explain the diversity of species on our planet.

بیogenesis می‌تواند به توضیح تنوع گونه‌ها در سیاره ما کمک کند.

the concept of biogenies is fundamental to understanding life sciences.

مفهوم بیogenesis برای درک علوم زندگی اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید