birled

[ایالات متحده]/bɜːrl/
[بریتانیا]/bɝːl/

ترجمه

v به‌ریختن (یک نوشیدنی)؛ به‌نوشیدن با دیگران در یک گروه
n تلاش؛ قمار

عبارات و ترکیب‌ها

birl around

گرداگرد باقر

birl up

بالا باقر

birling leaves

برگ‌های در حال چرخیدن

birled yarn

نخ باقر شده

جملات نمونه

she decided to birl around the dance floor.

او تصمیم گرفت در اطراف کف رقص بچرخد.

the children love to birl in the playground.

کودکان عاشق چرخیدن در زمین بازی هستند.

he watched the leaves birl in the wind.

او برگ‌ها را در حال چرخیدن در باد تماشا کرد.

during the festival, performers would birl with joy.

در طول جشنواره، هنرمندان با خوشحالی می‌چرخیدند.

the dancer began to birl gracefully.

رقصنده شروع به چرخیدن با ظرافت کرد.

she loves to birl around when she hears her favorite song.

وقتی آهنگ مورد علاقه اش را می‌شنود، دوست دارد در اطراف بچرخد.

the dog would birl in circles when excited.

وقتی هیجان داشت، سگ در دایره می‌چرخید.

they watched the snowflakes birl through the air.

آنها تماشا کردند که برف‌ها در هوا می‌چرخند.

he can birl like a professional skater.

او می‌تواند مانند یک اسکیت‌سوار حرفه‌ای بچرخد.

every summer, the kids birl around the fountain.

هر تابستان، بچه‌ها در اطراف فواره می‌چرخند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید