birthing

[ایالات متحده]/ˈbɜːrθɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝːðɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند زایمان یک نوزاد.
adj. مربوط به زایمان یا عمل زایمان.
Word Forms
جمعbirthings

عبارات و ترکیب‌ها

birthing center

مرکز زایمان

birthing process

فرآیند زایمان

birthing complications

عوارض زایمان

birthing pains

دردهای زایمان

natural birthing

زایمان طبیعی

assisted birthing

زایمان با کمک

birthing stool

خروج مدفوع در زمان زایمان

postpartum birthing care

مراقبت‌های پس از زایمان

water birthing

زایمان در آب

جملات نمونه

birthing a child is a significant experience for many families.

زایمان یک تجربه مهم برای بسیاری از خانواده‌ها است.

she is birthing new ideas for the project.

او در حال به وجود آوردن ایده‌های جدید برای پروژه است.

the process of birthing can be both beautiful and challenging.

فرآیند زایمان می‌تواند هم زیبا و هم چالش‌برانگیز باشد.

birthing practices vary significantly across cultures.

روش‌های زایمان به طور قابل توجهی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

they are birthing a new era in technology.

آنها یک عصر جدید را در فناوری به وجود می‌آورند.

birthing techniques have evolved over the years.

تکنیک‌های زایمان در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

she is interested in natural birthing methods.

او به روش‌های طبیعی زایمان علاقه دارد.

birthing support can make a huge difference.

حمایت از زایمان می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

he wrote a book on the art of birthing.

او کتابی در مورد هنر زایمان نوشت.

birthing classes can help prepare expectant parents.

کلاس‌های زایمان می‌توانند به آماده‌سازی والدین منتظر کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید