bishops

[ایالات متحده]/ˈbɪʃəps/
[بریتانیا]/ˈbɪʃəps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبران یک دیocese در برخی از کلیساهای مسیحی، مانند کلیسای کاتولیک، همبستگی انگلیکان و کلیسای ارتدکس شرقی.
v. منصوب کردن کسی به عنوان یک اسقف یا مقام دینی بلندپایه دیگر. در برخی از گویش‌های بریتانیایی، همچنین می‌تواند به معنای سوختن یا سوزاندن چیزی، مانند شیر، باشد؛ عمل کردن به عنوان یک اسقف یا مقام دینی بلندپایه دیگر. در شطرنج، به حرکت مهره اسقف اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

the bishops' meeting

جلسه اسقف‌ها

bishops' pronouncements

اعلامیه‌های اسقف‌ها

bishops across denominations

اسقفان از فرقه‌های مختلف

جملات نمونه

bishops are often involved in community service.

اسقف‌ها اغلب در خدمات اجتماعی مشارکت دارند.

many bishops attended the annual conference.

بسیاری از اسقف‌ها در کنفرانس سالانه شرکت کردند.

bishops play a significant role in the church hierarchy.

اسقف‌ها نقش مهمی در سلسله مراتب کلیسا ایفا می‌کنند.

some bishops advocate for social justice.

برخی از اسقف‌ها از عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

bishops often deliver sermons during worship services.

اسقف‌ها اغلب در طول خدمات عبادت سخنرانی می‌کنند.

the bishops met to discuss important church matters.

اسقف‌ها برای بحث در مورد مسائل مهم کلیسا گرد هم آمدند.

bishops are responsible for overseeing multiple congregations.

اسقف‌ها مسئولیت نظارت بر چندین جماعت را بر عهده دارند.

some bishops are known for their charitable work.

برخی از اسقف‌ها به دلیل فعالیت‌های خیریه خود شناخته می‌شوند.

bishops often participate in interfaith dialogues.

اسقف‌ها اغلب در گفتگوهای بین ادیان شرکت می‌کنند.

bishops can influence church policies and decisions.

اسقف‌ها می‌توانند بر سیاست‌ها و تصمیمات کلیسا تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید