bistort

[ایالات متحده]/ˈbɪstɔːrt/
[بریتانیا]/ˈbɪstɔːrt/

ترجمه

n. نوعی گیاه چندساله با ریشه‌ها و غده‌های خوراکی؛ نام قدیمی گیاه Bistorta officinalis، که به عنوان "punchwort" نیز شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bistort plant

گیاه بیستورت

bistort rhizome

ریزوم بیستورت

bistort identification

شناسایی بیستورت

bistort growth habits

عادت‌های رشد بیستورت

bistort habitat preferences

ترجیحات زیستگاه بیستورت

bistort medicinal properties

خواص دارویی بیستورت

bistort conservation status

وضعیت حفاظت از بیستورت

bistort cultivation techniques

تکنیک‌های کشت بیستورت

جملات نمونه

he tried to bistort the facts during the debate.

او سعی کرد حقایق را در طول بحث تحریف کند.

don't bistort the truth; be honest with your feelings.

حقیقت را تحریف نکنید؛ با احساسات خود صادق باشید.

the news article seemed to bistort the events that occurred.

به نظر می‌رسید مقاله خبری وقایعی را که رخ داده‌اند، تحریف کرده است.

she accused him of trying to bistort her words.

او او را به تلاش برای تحریف گفته‌هایش متهم کرد.

it's easy to bistort someone's intentions if you don't know them well.

اگر آنها را به خوبی نشناسید، تحریف کردن قصد کسی آسان است.

he tends to bistort reality in his stories.

او معمولاً واقعیت را در داستان‌های خود تحریف می‌کند.

we should not bistort the scientific data for our own agenda.

ما نباید داده‌های علمی را برای دستور کار خود تحریف کنیم.

her comments seemed to bistort the actual situation.

نظرات او به نظر می‌رسید که وضعیت واقعی را تحریف کرده است.

they were accused of attempting to bistort public opinion.

آنها به تلاش برای تحریف نظر عمومی متهم شدند.

it's important to present facts accurately and not bistort them.

ارائه دقیق حقایق و عدم تحریف آنها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید