bitternut

[ایالات متحده]/ˈbɪtnərˌtʌr/
[بریتانیا]/ˈbɪtnərtər/

ترجمه

n. نوعی آجیل هیکوری با طعم تلخ؛ درختی که آجیل‌های تلخ تولید می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bitternut hickory tree

درخت سیسو نات

bitternut walnut

گردوی سیسو نات

a bitternut nut

یک دانه سیسو نات

bitternut hull

پوست درخت سیسو نات

the bitternut shell

پوست سخت سیسو نات

جملات نمونه

the bitternut tree is commonly found in wetland areas.

درخت گز در مناطق ساحلی به طور معمول یافت می‌شود.

bitternut is known for its distinctive yellow buds.

گز به خاطر شاخه‌های زرد متمایزش معروف است.

many birds are attracted to the seeds of the bitternut.

بسیاری از پرندگان به دلیل دانه‌های گز جذب می‌شوند.

the wood of the bitternut is used in furniture making.

چوب گز در ساخت مبلمان استفاده می‌شود.

bitternut trees can grow quite tall in favorable conditions.

در شرایط مساعد، درختان گز می‌توانند بسیار بلند شوند.

in autumn, the bitternut's leaves turn a beautiful yellow color.

در پاییز، برگ‌های گز به رنگ زرد زیبا تغییر می‌کنند.

bitternut is often used in landscaping for its shade.

گز اغلب به دلیل سایه‌اش در محوطه‌سازی استفاده می‌شود.

local wildlife depends on the bitternut for food.

جانوران محلی برای غذا به گز وابسته هستند.

identifying a bitternut can be tricky without proper knowledge.

شناسایی گز بدون دانش کافی می‌تواند دشوار باشد.

bitternut is often found alongside other hardwood species.

گز اغلب در کنار گونه‌های چوب سخت دیگر یافت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید