hazelnut

[ایالات متحده]/'heɪz(ə)lnʌt/
[بریتانیا]/'hezlnʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فندق

عبارات و ترکیب‌ها

hazelnut spread

كره بادام زمين

جملات نمونه

hazelnuts are good keepers.

زین‌فیل‌ها نگهدارنده خوبی هستند.

Cashier: Yeah. The 3)hazelnut; cheesecake and the 4)mocha torte.

کیسیر: بله. شیرینی با طعم دانه کاج و تارت موکا.

I love the flavor of hazelnut coffee.

من طعم قهوه فندق را دوست دارم.

Hazelnut spread is a popular choice for breakfast.

كره فندق یک انتخاب محبوب برای صبحانه است.

She baked a delicious hazelnut cake for the party.

او یک کیک فندق خوشمزه برای مهمانی پخت.

Hazelnut chocolate is a decadent treat.

شکلات فندق یک خوراکی مجلل است.

I added some hazelnut liqueur to the dessert recipe.

من کمی لیکور فندق به دستور العمل دسر اضافه کردم.

Hazelnut trees are known for their distinctive nuts.

درختان فندق به دلیل دانه‌های متمایز خود شناخته شده‌اند.

She bought a hazelnut scented candle for her bedroom.

او یک شمع معطر به فندق برای اتاق خوابش خرید.

The hazelnut harvest was bountiful this year.

در این سال برداشت فندق فراوان بود.

Hazelnut milk is a dairy-free alternative.

شیر فندق یک جایگزین بدون لبنیات است.

He enjoys a hazelnut crunch in his granola.

او از تردی فندق در گرانولا خود لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید