biyearly review
بررسی دو سالانه
biyearly report
گزارش دو سالانه
biyearly meeting
جلسه دو سالانه
biyearly performance evaluation
ارزیابی عملکرد دو سالانه
biyearly salary increase
افزایش حقوق دو سالانه
biyearly budget planning
برنامهریزی بودجه دو سالانه
schedule biyearly updates
برنامهریزی بهروزرسانیهای دو سالانه
conduct biyearly inspections
انجام بازرسیهای دو سالانه
biyearly maintenance schedule
برنامه تعمیر و نگهداری دو سالانه
we hold biyearly meetings to discuss our progress.
ما جلسات دو سالانه برگزار میکنیم تا پیشرفت خود را مورد بحث قرار دهیم.
the company conducts biyearly performance reviews for all employees.
شرکت، بررسیهای عملکرد دو سالانه را برای همه کارمندان انجام میدهد.
she publishes a biyearly magazine focused on environmental issues.
او یک مجله دو سالانه منتشر میکند که بر مسائل زیستمحیطی متمرکز است.
our community organizes biyearly clean-up events in the park.
جامعه ما رویدادهای پاکسازی دو سالانه را در پارک سازماندهی میکند.
the biyearly festival attracts visitors from all over the country.
جشنواره دو سالانه بازدیدکنندگان را از سراسر کشور جذب میکند.
they send out biyearly newsletters to keep members informed.
آنها خبرنامههای دو سالانه ارسال میکنند تا اعضا را در جریان قرار دهند.
our family has a biyearly reunion to catch up with everyone.
خانواده ما یک دیدار دو سالانه دارد تا با همه در ارتباط باشد.
the school hosts biyearly parent-teacher conferences.
مدرسه کنفرانسهای دو سالانه والدین و معلمان برگزار میکند.
he participates in a biyearly charity run to raise funds.
او در یک دوی خیریه دو سالانه برای جمعآوری کمکهای مالی شرکت میکند.
they review their budget biyearly to adjust for changes.
آنها بودجه خود را به صورت دو سالانه بررسی میکنند تا با توجه به تغییرات آن را تنظیم کنند.
biyearly review
بررسی دو سالانه
biyearly report
گزارش دو سالانه
biyearly meeting
جلسه دو سالانه
biyearly performance evaluation
ارزیابی عملکرد دو سالانه
biyearly salary increase
افزایش حقوق دو سالانه
biyearly budget planning
برنامهریزی بودجه دو سالانه
schedule biyearly updates
برنامهریزی بهروزرسانیهای دو سالانه
conduct biyearly inspections
انجام بازرسیهای دو سالانه
biyearly maintenance schedule
برنامه تعمیر و نگهداری دو سالانه
we hold biyearly meetings to discuss our progress.
ما جلسات دو سالانه برگزار میکنیم تا پیشرفت خود را مورد بحث قرار دهیم.
the company conducts biyearly performance reviews for all employees.
شرکت، بررسیهای عملکرد دو سالانه را برای همه کارمندان انجام میدهد.
she publishes a biyearly magazine focused on environmental issues.
او یک مجله دو سالانه منتشر میکند که بر مسائل زیستمحیطی متمرکز است.
our community organizes biyearly clean-up events in the park.
جامعه ما رویدادهای پاکسازی دو سالانه را در پارک سازماندهی میکند.
the biyearly festival attracts visitors from all over the country.
جشنواره دو سالانه بازدیدکنندگان را از سراسر کشور جذب میکند.
they send out biyearly newsletters to keep members informed.
آنها خبرنامههای دو سالانه ارسال میکنند تا اعضا را در جریان قرار دهند.
our family has a biyearly reunion to catch up with everyone.
خانواده ما یک دیدار دو سالانه دارد تا با همه در ارتباط باشد.
the school hosts biyearly parent-teacher conferences.
مدرسه کنفرانسهای دو سالانه والدین و معلمان برگزار میکند.
he participates in a biyearly charity run to raise funds.
او در یک دوی خیریه دو سالانه برای جمعآوری کمکهای مالی شرکت میکند.
they review their budget biyearly to adjust for changes.
آنها بودجه خود را به صورت دو سالانه بررسی میکنند تا با توجه به تغییرات آن را تنظیم کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید