blackboards

[ایالات متحده]/ˈblækˌbɔːdz/
[بریتانیا]/ˈblækˌbɔːrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطحی که با ماده‌ای تیره پوشیده شده و می‌توان بر روی آن نوشت و آن را پاک کرد، معمولاً در مدارس برای آموزش استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the teacher wrote the lesson on the blackboards.

معلم درس را روی تخته سیاه نوشت.

students often take notes from the blackboards.

دانشجویان اغلب یادداشت‌هایی از روی تخته سیاه می‌گیرند.

we need to clean the blackboards after class.

ما باید تخته سیاه را بعد از کلاس تمیز کنیم.

blackboards are essential tools in the classroom.

تخته سیاه ابزاری ضروری در کلاس درس است.

she prefers using colored chalk on the blackboards.

او ترجیح می‌دهد از گچ رنگی روی تخته سیاه استفاده کند.

the blackboards were covered with mathematical equations.

تخته سیاه با معادلات ریاضی پوشیده شده بود.

he drew a diagram on the blackboards to explain the concept.

او برای توضیح مفهوم، نموداری روی تخته سیاه کشید.

blackboards can be found in most schools.

تخته سیاه را می‌توان در بیشتر مدارس پیدا کرد.

we often use the blackboards for group discussions.

ما اغلب از تخته سیاه برای بحث‌های گروهی استفاده می‌کنیم.

the blackboards need to be updated with new information.

تخته سیاه باید با اطلاعات جدید به‌روز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید