blackbody

[ایالات متحده]/blækˈbɒdi/
[بریتانیا]/blækˈboʊdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شی ایده‌آل که تمام تابش الکترومغناطیسی ورودی را، بدون توجه به فرکانس یا زاویه، جذب می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blackbody radiation

تابش جسم سیاه

blackbody temperature

دمای جسم سیاه

ideal blackbody

جسم سیاه ایده‌آل

blackbody spectrum

طیف جسم سیاه

blackbody cavity

حفرۀ جسم سیاه

blackbody object

جسم سیاه

perfect blackbody absorber

جذب‌کنندۀ ایده‌آل جسم سیاه

blackbody emission

تابش جسم سیاه

جملات نمونه

the concept of a blackbody is fundamental in physics.

مفهوم یک جسم سیاه، یک اصل اساسی در فیزیک است.

a perfect blackbody absorbs all incident radiation.

یک جسم سیاه کامل، تمام تابش‌های وارد شده را جذب می‌کند.

the temperature of a blackbody can be measured using its emitted radiation.

می‌توان دمای یک جسم سیاه را با استفاده از تابش ساطع شده اندازه‌گیری کرد.

blackbody radiation is a key topic in thermodynamics.

تابش جسم سیاه یک موضوع کلیدی در ترمودینامیک است.

scientists study blackbody radiation to understand the universe.

دانشمندان تابش جسم سیاه را برای درک جهان مطالعه می‌کنند.

the spectrum of a blackbody depends only on its temperature.

طیف یک جسم سیاه تنها به دمای آن بستگی دارد.

in an ideal scenario, a blackbody emits radiation uniformly in all directions.

در یک سناریوی ایده‌آل، یک جسم سیاه تابش را به طور یکنواخت در همه جهات ساطع می‌کند.

the concept of a blackbody simplifies many calculations in physics.

مفهوم یک جسم سیاه بسیاری از محاسبات را در فیزیک ساده می‌کند.

blackbody radiation is described by planck's law.

تابش جسم سیاه توسط قانون پلانک توصیف می‌شود.

the study of blackbody radiation led to the development of quantum mechanics.

مطالعه تابش جسم سیاه منجر به توسعه مکانیک کوانتومی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید