blackenings

[ایالات متحده]/ˈblækənɪŋz/
[بریتانیا]/ˈblækəniŋz/

ترجمه

n. عمل تیره یا سیاه شدن؛ تیرگی.
v. تیره یا سیاه کردن چیزی؛ لکه دار کردن یا افترا زدن.

جملات نمونه

the blackenings on the walls were caused by smoke.

تیرگی‌های روی دیوارها ناشی از دود بود.

she noticed the blackenings on her cooking pots.

او متوجه تیرگی روی قابلمه های آشپزی خود شد.

the artist used blackenings to create depth in the painting.

هنرمند از تیرگی برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

after the fire, the blackenings were everywhere.

پس از آتش سوزی، تیرگی همه جا بود.

the blackenings on the paper were from the ink.

تیرگی روی کاغذ ناشی از جوهر بود.

he tried to clean the blackenings off the window.

او سعی کرد تیرگی را از روی پنجره پاک کند.

the blackenings in the kitchen indicated a need for cleaning.

تیرگی در آشپزخانه نشان دهنده نیاز به تمیز کردن بود.

they discovered blackenings on the old photographs.

آنها تیرگی را روی عکس های قدیمی کشف کردند.

the blackenings on the ceiling were a sign of water damage.

تیرگی روی سقف نشانه آسیب آب بود.

she painted over the blackenings to restore the wall.

او برای بازگرداندن دیوار، روی تیرگی ها نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید