blackfly

[ایالات متحده]/blækflaɪ/
[بریتانیا]/blækˈflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مگس کوچکی که بدن و بال‌های سیاه دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blackfly infestation

آفت چخندگان سیاه

blackfly bite

گزش چخنگ سیاه

control blackfly populations

کنترل جمعیت چخنگ سیاه

blackfly repellent

دفع کننده چخنگ سیاه

avoid blackfly bites

اجتناب از گزش چخنگ سیاه

the blackfly season

فصل چخنگ سیاه

جملات نمونه

blackflies are notorious for their painful bites.

نرم‌نبات‌ها به دلیل نیش‌های دردناک خود مشهور هستند.

during the summer, blackflies can be a real nuisance.

در طول تابستان، نرم‌نبات‌ها می‌توانند آزاردهنده باشند.

many people use repellents to avoid blackfly bites.

بسیاری از افراد از مواد دافع حشرات برای جلوگیری از نیش نرم‌نبات استفاده می‌کنند.

blackflies thrive in wet and humid environments.

نرم‌نبات‌ها در محیط‌های مرطوب و با رطوبت بالا رشد می‌کنند.

some species of blackflies are known to transmit diseases.

برخی از گونه‌های نرم‌نبات حامل بیماری هستند.

wearing light-colored clothing can help deter blackflies.

پوشیدن لباس‌های رنگ روشن می‌تواند به دور نگه داشتن نرم‌نبات‌ها کمک کند.

blackflies are often found near rivers and lakes.

نرم‌نبات‌ها اغلب در نزدیکی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها یافت می‌شوند.

outdoor activities can be spoiled by swarms of blackflies.

فعالیت‌های فضای باز می‌تواند توسط دسته‌های نرم‌نبات خراب شود.

blackfly larvae play a role in aquatic ecosystems.

لاروهای نرم‌نبات نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی دارند.

people often complain about blackfly season.

افراد اغلب در مورد فصل نرم‌نبات شکایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید