blackings

[ایالات متحده]/ˈblækɪŋz/
[بریتانیا]/ˈblækɪŋz/

ترجمه

v. چیزی را سیاه یا کثیف کردن.
n. ماده سیاه استفاده شده برای رنگ آمیزی یا جلا دادن، مانند واکس کفش یا زغال چوب؛ بلکینگ (نام خانوادگی).

عبارات و ترکیب‌ها

blackings out

خاموش کردن سیاهی

blacking up

سیاه کردن

apply blackings

اعمال سیاهی

remove blackings

حذف سیاهی

blackings and shadows

سیاهی و سایه‌ها

blackings and white

سیاهی و سفید

جملات نمونه

she applied blackings to the shoes before the event.

او قبل از رویداد، سیاه‌کاری را روی کفش‌ها استفاده کرد.

the blackings helped restore the old leather's shine.

سیاه‌کاری به بازگرداندن درخشندگی چرم قدیمی کمک کرد.

he was known for his skill in using blackings effectively.

او به خاطر مهارتش در استفاده موثر از سیاه‌کاری مشهور بود.

after applying the blackings, the boots looked brand new.

پس از استفاده از سیاه‌کاری، چکمه‌ها کاملاً نو به نظر می‌رسیدند.

she always keeps a bottle of blackings in her closet.

او همیشه یک بطری سیاه‌کاری در کمد خود نگه می‌دارد.

using blackings regularly can prolong the life of your shoes.

استفاده منظم از سیاه‌کاری می‌تواند طول عمر کفش‌های شما را افزایش دهد.

the blackings left a pleasant scent in the room.

سیاه‌کاری بوی مطبوعی در اتاق ایجاد کرد.

he learned to apply blackings from his grandfather.

او یاد گرفت سیاه‌کاری را از پدربزرگش استفاده کند.

her shoes were so shiny after the blackings were applied.

کفش‌های او پس از استفاده از سیاه‌کاری آنقدر براق بودند.

blackings can make a significant difference in appearance.

سیاه‌کاری می‌تواند تفاوت قابل توجهی در ظاهر ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید