blackjack

[ایالات متحده]/'blækdʒæk/
[بریتانیا]/'blæk'dʒæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با ضربه زدن با چماق مجبور کردن
n. یک بازی کارتی که هدف آن به دست آوردن کارت‌هایی با مجموع بیست و یک امتیاز است.

جملات نمونه

In blackjack, the thing is to get nearest to 21 without going over.

در بازی blackjack، هدف این است که تا حد امکان به عدد 21 نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شود.

He enjoys playing blackjack at the casino.

او از بازی blackjack در کازینو لذت می برد.

She won a lot of money playing blackjack last night.

او شب گذشته با بازی blackjack پول زیادی برد.

The dealer dealt him a blackjack on the first hand.

در اولین دست، دیلر یک blackjack به او داد.

They have a special blackjack table in the VIP room.

آنها یک میز blackjack ویژه در اتاق VIP دارند.

I need to learn the rules of blackjack before playing.

من باید قوانین blackjack را قبل از بازی یاد بگیرم.

He hit on 16 and busted in a game of blackjack.

او روی 16 ضربه زد و در یک بازی blackjack خراب کرد.

Blackjack is also known as twenty-one.

blackjack همچنین به عنوان بیست و یک شناخته می شود.

She placed a large bet on the blackjack table.

او یک شرط بزرگ روی میز blackjack قرار داد.

The blackjack tournament will start at 8 PM.

تورنمنت blackjack ساعت 20:00 شروع خواهد شد.

He lost all his money playing blackjack.

او تمام پول خود را با بازی blackjack از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید