blackjacked

[ایالات متحده]/blækˈdʒækt/
[بریتانیا]/blækˈdʒækt/

ترجمه

vتهدید یا مجبور کردن کسی به انجام کاری با استفاده از خشونت یا ارعاب، که معمولاً شامل یک بلک جک است.; گذشته participle از "بلک جک" (به کسی ضربه زدن با بلک جک).

عبارات و ترکیب‌ها

blackjacked at gunpoint

تحت تهدید اسلحه بلک جک زد

blackjacked the opponent

حریف را بلک جک زد

blackjacked the competition

رقابت را بلک جک زد

جملات نمونه

he blackjacked his opponent in the final round.

او حریفش را در دور پایانی بلک جک کرد.

the thief blackjacked the guard to escape.

سارق برای فرار، نگهبان را بلک جک کرد.

she was blackjacked during the robbery.

او در حین سرقت بلک جک شد.

they blackjacked their way through the competition.

آنها با استفاده از بلک جک از رقابت عبور کردند.

the boxer blackjacked his rival in the first round.

بوکسور در دور اول، رقیبش را بلک جک کرد.

after being blackjacked, he lost consciousness.

بعد از بلک جک شدن، او بیهوش شد.

the detective found evidence of a blackjacking incident.

مامور پلیس شواهدی از یک حادثه بلک جک پیدا کرد.

the plan was to blackjack the security guard.

برنامه این بود که نگهبان را بلک جک کنند.

he felt guilty after blackjacking the innocent man.

او بعد از بلک جک کردن مرد بی‌گناه احساس گناه کرد.

they managed to blackjack the system without detection.

آنها موفق شدند سیستم را بدون شناسایی بلک جک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید