blading

[ایالات متحده]/ˈbleɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈblɛdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از تیغه‌ها برای برش یا برش دادن، به ویژه در ورزش‌هایی مانند اسکیت نمایشی یا هاکی روی یخ؛ مجموعه‌ای از تیغه‌ها که به یک اسکیت رولر یا اسکیت یخ متصل است

عبارات و ترکیب‌ها

blading technology

فناوری بلیدینگ

blading action

عملکرد بلیدینگ

blading process

فرآیند بلیدینگ

sharp blading edges

لبه‌های تیز بلیدینگ

blading surface

سطح بلیدینگ

precision blading

بلیدینگ دقیق

blading system

سیستم بلیدینگ

advanced blading techniques

تکنیک‌های پیشرفته بلیدینگ

blading for cutting

بلیدینگ برای برش

automated blading operation

عملیات بلیدینگ خودکار

جملات نمونه

he enjoys blading in the park every weekend.

او از اسکیت سواری در پارک آخر هفته ها لذت می برد.

blading is a great way to stay fit and have fun.

اسکیت سواری یک راه عالی برای تناسب اندام و سرگرمی است.

she bought new skates for her blading sessions.

او برای جلسات اسکیت سواری خود اسکیت جدید خرید.

blading can be dangerous without proper safety gear.

بدون تجهیزات ایمنی مناسب، اسکیت سواری می تواند خطرناک باشد.

they often go blading together after school.

آنها اغلب بعد از مدرسه با هم اسکیت سواری می کنند.

blading along the river is a beautiful experience.

اسکیت سواری در کنار رودخانه یک تجربه زیبا است.

he fell while blading and scraped his knee.

او در حین اسکیت سواری افتاد و زانویش را خراشید.

blading requires balance and coordination.

اسکیت سواری نیاز به تعادل و هماهنگی دارد.

she joined a blading club to meet new friends.

او برای ملاقات با دوستان جدید به یک باشگاه اسکیت سواری پیوست.

blading is becoming increasingly popular among teenagers.

اسکیت سواری به طور فزاینده ای در بین نوجوانان محبوب می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید