blaeberry

[ایالات متحده]/bleɪˈbɜːri/
[بریتانیا]/blyˈbɛr.i/

ترجمه

n. توت کوچک و تیره با طعم شیرین و ترش.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blaeberry pie

شیرموز بلوبری

fresh blaeberries

بلوبری های تازه

blaeberry muffin

مافین بلوبری

blaeberry jam

ژله بلوبری

pick blaeberries

بلوبری بچین

blaeberry season

فصل بلوبری

blue blaeberries

بلوبری های آبی

wild blaeberry bushes

بوته های بلوبری وحشی

sweet blaeberries

بلوبری های شیرین

blaeberry crumble

کراست بلوبری

جملات نمونه

blueberries are often confused with blaeberries.

بلوبری‌ها اغلب با بل‌برری‌ها اشتباه گرفته می‌شوند.

she picked fresh blaeberries from the bush.

او بل‌برری‌های تازه را از بوته چید.

blaeberry pie is a popular dessert in summer.

پای بل‌برری یک دسر محبوب در تابستان است.

he added blaeberries to his breakfast cereal.

او بل‌برری را به غلات صبحانه خود اضافه کرد.

blaeberry juice is rich in antioxidants.

آبمیوه بل‌برری سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها است.

they went hiking to find wild blaeberries.

آنها برای یافتن بل‌برری‌های وحشی به پیاده‌روی رفتند.

blaeberries can be used in smoothies.

می‌توان از بل‌برری در اسموتی‌ها استفاده کرد.

my grandmother makes the best blaeberry jam.

مادربزرگ من بهترین مربای بل‌برری را درست می‌کند.

in scotland, blaeberries are a local delicacy.

در اسکاتلند، بل‌برری یک غذای محلی خوشمزه است.

she loves to bake muffins with blaeberries.

او عاشق پخت مافین با بل‌برری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید