blastemas

[ایالات متحده]/blæsˈtiːməz/
[بریتانیا]/blæˈstɛm.əz/

ترجمه

n. جوانه‌ها یا بافت‌های جنینی که به قسمت‌های جدید گیاه تبدیل می‌شوند

جملات نمونه

blastemas are crucial for limb regeneration in amphibians.

blastemaها برای بازسازی اندام در دوزیستان حیاتی هستند.

researchers study blastemas to understand tissue regeneration.

محققان blastemaها را برای درک بازسازی بافت مطالعه می‌کنند.

the formation of blastemas is a key process in developmental biology.

تشکیل blastemaها یک فرآیند کلیدی در زیست‌شناسی رشدی است.

blastemas can differentiate into various cell types.

blastemaها می‌توانند به انواع مختلف سلول‌ها تبدیل شوند.

injuries can stimulate the formation of blastemas in certain species.

آسیب‌ها می‌توانند تشکیل blastemaها را در گونه‌های خاص تحریک کنند.

scientists are exploring the genetic basis of blastema formation.

دانشمندان در حال بررسی مبنای ژنتیکی تشکیل blastema هستند.

understanding blastemas may lead to advances in regenerative medicine.

درک blastemaها ممکن است منجر به پیشرفت در پزشکی بازسازی‌کننده شود.

blastemas are involved in the healing process of tissues.

blastemaها در فرآیند ترمیم بافت‌ها نقش دارند.

some aquatic animals can regenerate limbs using blastemas.

برخی از حیوانات آبزی می‌توانند با استفاده از blastemaها اندام خود را بازسازی کنند.

the study of blastemas offers insights into evolutionary biology.

مطالعه blastemaها بینش‌هایی در مورد زیست‌شناسی تکاملی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید