buds

[ایالات متحده]/bʌdz/
[بریتانیا]/bʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش توسعه نیافته یک گیاه که به گل یا برگ تبدیل خواهد شد؛ گروه کوچکی از مردم که قصد دارند کاری را با هم انجام دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

flower buds

غناچه‌های گل

leaf buds

غناچه‌های برگ

bud growth

رشد غنچه

bud development

توسعه غنچه

bud formation

تشکیل غنچه

dormant buds

غنچه‌های خفته

flowering buds

غنچه‌های گلدهنده

fruit buds

غنچه‌های میوه

bud break

شکستن غنچه

bud scale

مقیاس جوانه

جملات نمونه

she planted flower buds in the garden.

او غلاف‌های گل را در باغ کاشت.

the tree is starting to grow new buds.

درخت شروع به رشد غلاف‌های جدید کرده است.

we can see the buds blooming in spring.

ما می‌توانیم غلاف‌ها را در حال شکوفه شدن در بهار ببینیم.

he tasted the wine and noted its floral buds.

او مزه شراب را چشید و غلاف‌های گلدار آن را یادداشت کرد.

these tea buds are harvested in early spring.

این غلاف‌های چای در اوایل بهار برداشت می‌شوند.

she loves to watch the buds open into flowers.

او عاشق تماشای باز شدن غلاف‌ها به گل است.

bud growth is a sign of healthy plants.

رشد غلاف نشانه‌ای از سالم بودن گیاهان است.

he carefully examined the buds for any pests.

او با دقت غلاف‌ها را برای هرگونه آفت بررسی کرد.

the artist painted a picture of the budding trees.

هنرمند تصویری از درختان در حال جوانه زدن کشید.

she made a tea from the young buds of the plant.

او چای از غلاف‌های جوان گیاه درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید