blast off
پرتاب
blast through
عبور سریع
blasts of wind
وزش بادهای شدید
blast someone's eardrums
گوشها را به درد آوردن
blast around town
در شهر با سرعت حرکت کردن
blast the music
موسیقی را با صدای بلند پخش کردن
the fireworks blasts lit up the night sky.
شکوه آتشبازی، آسمان شب را روشن کرد.
he felt the blasts of cold air as he opened the door.
وقتی در را باز کرد، طوفان هوای سرد را احساس کرد.
the loud blasts from the concert could be heard miles away.
صدای بلند انفجارها از کنسرت، از مایلها دور شنیده میشد.
she experienced several emotional blasts during the movie.
او در طول فیلم، چندین انفجار احساسی را تجربه کرد.
the blasts from the construction site were disturbing the neighborhood.
انفجارها از محل ساخت و ساز، محله را آزار میدادند.
his speech was filled with blasts of humor.
سخنرانی او پر از انفجارهای خنده بود.
the team celebrated with blasts of confetti after winning.
تیم پس از پیروزی با انفجارهای کنفتی جشن گرفتند.
they heard the blasts of thunder before the storm arrived.
آنها قبل از رسیدن طوفان، صدای رعد و برق را شنیدند.
the coach gave blasts of motivation to the players.
مربی انفجارهای انگیزشی را به بازیکنان داد.
the blasts from the past reminded her of old memories.
انفجارها از گذشته او را از خاطرات قدیمی یادآوری میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید